ميرزا محمد على وفا زواره اى

285

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

رايحهء گل بميرد . شب‌پره گر وصل آفتاب نخواهد * رونق بازار آفتاب نكاهد اطناب چه لازم . از قصايد مشار اليه . اين قصيده را انتخاب كرده ، ثبت سفينه آورده . و له فى القصيدة : تا قلزم ژرف فلك ، فلك مدور يافته * كج سير و كج‌بنيادتر زين دور كمتر يافته دهقان بستان جهان ، اين كشت را در گلستان * افكنده بر ، بركنده بن از جور صرصر يافته زنگ است ياسين يا ملخ ، برف است يا آسيب نخ * آوخ چه حال است اينكه شخ نى بار و نى بر يافته سالى كه در هر فصل وى ، خاصه به بهمن‌ماه و دى * جنس معيشت را قضا ، نوعى مسعّر يافته از خوشهء پروين جوى ، گر داس گردون افكند * تنّور طبع خلق را تابان چو آذر يافته از آذر ظلم و ضرر ، شهرى و يك عالم شرر * نىنى مزاج اصفهان ، طبع سمندر يافته رو هرزه گويايى مكن ، كوتاه كن اينك سخن * كاين چرخ دون‌پرور بسى وضع مكرّر يافته گه زشت و گه زيباستى ، گه پست و گه بالاستى * گه با دم عيساستى ، گه طبع نشتر يافته تا شيوهء عاشق‌كشى ، دادند اين غدّار را * هر سو قتيلى غرق خون ، از نوك خنجر يافته هان اندر آويز اى قتيل ، از عروةالوثقاى حق * كيهان خديوى كو شهى بر بحر و بر بريافته